سلام.
همه خوب و سرحال هستین؟
خوب خدارو شکر. منم خوبم.
امروز آخرین روز مدرسه بود.(فقط واسه ما پیش دانشگاهی ها)
زنگ اول توو حیاط واسه روز معلم مراسم داشتیم.
زنگ دوم هم لباس های جشن فارغ التحصیلی رو هم بهمون دادن.
زنگ آخر هم همه دور هم بودیم و دست میزدیم میرقصیدیم .
آخرهای زنگ بود که گفتم
" بچه ها ما چقدر سنگ دلیم ساعت آخره زنگ آخره روزه آخره هفته ی آخره ماهه آخره آخرین سالمونه و هیچکی گریه نمیکنه"
یه دفعه دیدم دو تا از بچه ها زدن زیده گریه (یکیشون میگفت از هوا حساسیت دارم )
زنگ خونه که خورد دیگه همه گریه کردن بجز من و چند تا دیگه(من که توی این موقعیت ها زود گریه ام میگیره نمیدونم چرا گریه ام نگرفت )
خلاصه وقتی خواستیم بریم یکی گفت "بچه ها بیاین کلاه های فارغ التحصیلیمون رو بپوشیم باشون بریم خونه!"
بعضیامون قبول کردیم و بعد از توو بغل گرفتن همدیگه چند تاییمون که راهمون با هم بود با کلاهامون به راه افتادیم.
از اونجایی که مدرسه ما درست کنار مدرسه پسرونست زنگ های خونه همه جا پره پسره.
تا اومدیم بیرون یه چند تاییشون متلک پروندن و گفتن مبارکه و از این چیزا
بعد یکی از مأمورای(مرد) کنار مدرسه گفت کلاهاتونو بردارین پسرا اذیتتون میکنن .(حالا تنها کسی که اذیت میکرد خودش بود.)
ما که فکرکردیم جدی نمیگه به حرفش گوش ندادیم.
بعد جدی شد ولی بازم گوشش ندادیم یکیمون هم بلتد بلند گفت
"بچه ها کلاهاتون رو در نیارین مسولیتش با من "
حالا این آقاهه شنید گفت"هی تو که اینو گفتی با من بیا .بقیه هم در آرین کلاهاتونو"
ما هم در اوردیم ولی منتظر شدیم اون دختره برگرده
بعد شنیدیم مرده بهش میگه حالا که دوستت دارم ولت میکنم بری.آخیییش
وقتی دختره پیشمون برگشت مرده بهمون گفت "موفق باشین"
این همه اذیت میکنه بعد میگه موفق باشین؟؟؟پر رو.
ما هم تا مرده دور شد دوباره پوشیدیمشون
پسرها بهمون کلی چیز میگفتن.
یکیشون خواست بگه بهتون دیپلم دادن؟ بجاش گفت" بتون دُپلُم دادن؟"
اینقد بهش خندیدیم بدبخت ضایع شد
خلاصه خیلی خوش بود. |